گزارش جلسه‌ی نقد مجموعه داستان "چیزی را به هم نریز" در خانه فرهنگ دکتر عظیمی

با حضور فرشته احمدی، پدرام رضایی‌زاده و نویسنده‌ی کتاب

جلسه نقد کتاب

جلسه‌ی ششم نقد و بررسی کانون پندار با خوانش داستان دوم مجموعه داستان "چیزی را به هم نریز" رضا فکری با نام "مزرعه جوانی" آغاز شد. فرشته احمدی به عنوان آغاز کننده‌ی نقد در ابتدا به بیان کلیاتی پرداخت. احمدی گفت: "تعریف کلاسیک داستان کوتاه برشی از زندگی روزمره است. خصوصا در داستان‌های کوتاهی که این اواخر دیده‌ایم. اما در داستان‌های این محموعه با برشی از موقعیت‌های غیرعادی و تحولات در زندگی افراد مواجه می‌شویم. افرادی با گذشته‌ی به‌هم ریخته و بدون آینده، درست در نقطه‌ی شروع وضعیت بحرانی". فرشته احمدی خصوصیت مشترک تمام داستان‌ها را رهایی از قید و بندهای کلاسیک و بایدها و نبایدهای کارگاهی دانست و این‌که داستان‌ها در فضای خشک و فقیرانه‌ی داستان‌های امروزی نیستند. دیدن المان‌هایی که زیاد ضروری نیستند اما به زیباسازی فضا کمک می‌کنند. مثل کاراکتر "مامان مرضی" در داستان آخر که اگرچه به نظر زائد می‌آید و فاقد کاربرد داستانی است اما در ساختن فضاهای داستانی موثر عمل می‌کند. شیوه‌ی به تصویر کشیدن فضاهای درونی با استفاده‌ی موثر از لحن داستانی و استفاده از زاویه‌ی دید دوم شخص برای رسیدن به هدف کمک کرده است. هرچند این لحن و زاویه دید غالب هیچ استراحتگاهی به خواننده نمی‌دهد و با این‌که راوی در هر داستان زبان متفاوتی دارد اما در پایان مجموعه با لحنی غالب مواجه می‌شویم که باعث می‌شود تمام لحن‌ها فراموش شود و این زاویه‌ی دید اغراق شده باعث می‌شود داستان‌ها پاگرد و فضای سفید نداشته باشند و علی‌رغم متفاوت بودن داستان‌ها در کل احساس می‌کنیم داستان‌ها شبیه هفرشته احمدیم بوده‌اند. احمدی درباره کاراکترهای مجموعه گفت: "وجود آدم‌های داستان‌ها که از بیرون به شدت عادی هستند و جایی برای تامل و توجه ندارند خواننده را وادار می‌کند به تکرار زندگی این آدم‌ها توجه کند و همین مسئله آنها را به موجودی قابل دیدن تبدیل می‌کند که مسائل مخصوص به خود را دارند. مثل داستان "بی‌نام" که مجبوریم از درون با آدم‌ها مواجه شویم که دیگر از زمینه کنده شده‌اند. داستان‌های این مجموعه از این لحاظ که توانسته افراد را از بی اهمیت بودن در آورد موفق بوده است".

نویسنده‌ی جنگل پنیر داستان "بالا حصار" را بهترین داستان مجموعه دانست که فضاسازی بسیار خوبی دارد و قابلیت بدل شدن به یک رمان را داراست. اما در داستانی مثل "بهشت برین" مشکل داستانی این است که خواننده باید اطلاعاتی از بیرون و جامعه داشته باشد تا داستان را درک کند و شاید خواننده‌ی معاصر بتواند خاطرات مربوط به این داستان را به یاد آورد اما خواننده‌ی ده سال آینده ممکن است محفوظات ذهنی کافی برای درک داستان را نداشته باشد. در دو داستان "خودمعرف" و "نصفه و نیمه" اشارات گنگی به حوادث کوی دانشگاه یا درگیری با گروهک مجاهدین وجود دارد اما به دلیل محافظه‌کاری نویسنده بسیار گنگ و نامفهوم مانده. نویسنده‌ی پری فراموشی تنوع کاراکترها و کلیشه نبودن آدم‌های ساده را ستایش کرد و اضافه کرد: "تنش بین قوانین و مصائب در دنیای آدم‌ها بسیار خوب درآمده و افکار رایج را بهم ریخته و نقطه قوت کار این است که نیازی به فضای روشنفکری یا آدمهایی که دائم دارند حرف می‌زنند و فکر می‌کنند نبوده است و درواقع داستان آدم‌های لب مرزی روایت می‌شود که خودشان مختار به چیزی که شده‌اند نبوده‌اند".

پدرام رضایی‌زاده منتقد دوم جلسه صحبت‌های خود را از نقطه پایانی نقد خانم احمدی آغاز کرد. رضایی‌زاده گفت در سال‌های اخیر که داستان‌های کافه‌ای و آپارتمانی مُد شده و به تکرار افتاده این مجموعه قالب‌ها را شکسته و در فضای معمول داستان‌نویسی این روزها قرار نگرفته است. رضایی‌زاده گفت فکری توانسته مسائل اجتماعی این سال‌ها را درونمایه مجموعه‌اش قرار دهد و رویکرد اجتماعی پوسته‌ای برای داستان‌هاست هرچند بعد از پیش‌روی در داستان‌ها می‌بینیم شخصیت‌ها همان کشمکش‌هایی را دارند که آدم‌های فضای آپارتمانی با آن درگیرند، آدم‌هایی فروپاشیده با کشکمش‌های درونی. همین‌طور ترس از نزدیک شدن به وقایعی مثل عملیات مرصاد یا حوادث کوی دانشگاه از اشکالات کار است که نویسنده بسیار گذرا از کنار این وپدرام رضایی‌زادهقایع رد می‌شود.
رضایی‌زاده اضافه کرد که در داستان‌ها با نوعی استبداد مواجه هستیم. تک‌صدایی در لحن و نوع روایت کاراکترها. البته یک سری کلمات و تکیه کلام‌ها آمده تا بیان افراد را متفاوت کند اما به شکل واضحی با یگانگی در شکل روایت مواجه می‌شویم. نویسنده نتوانسته خود را به خوبی در داستان‌ها پنهان کند. مسئله دیگر شباهت کارها به فضای داستانی آقای درویشیان است. استفاده از حوادث و جلوه‌های اجتماعی با دو هدف آشنا کردن مخاطب با شرایط و تحریک خواننده برای پیگیری حوادث. اما این مسئله باعث می‌شود از صناعت ادبی کاسته شود. نویسنده‌ی مرگ‌بازی درباره‌ی پنج داستانی که راوی زن داشتند گفت: "مولف کار شجاعانه‌ای انجام داده اما در برخی از این‌ها لازم است روی دنیای زنانه و نحوه زنانه‌نویسی کار شود". پدرام رضایی‌زاده در انتها گفت که داستان‌ها نثر سالمی دارند قصه‌ها درست روایت شده‌اند.

فرشته احمدی در پایان صحبت‌های رضایی‌زاده اضافه کرد: "شخصیت‌های اول که مستقیما با خواننده صحبت می‌کنند در همه داستان‌ها به شکل معینی شخصیت‌پردازی می‌شوند اما شخصیت‌های دوم این داستان‌ها به خوبی پرداخته شده‌اند. با دو سه جمله کوتاه تصویر کاملی به دست می‌آید که این کار تنها از یک نویسنده حرفه‌ای بر می‌آید. اما در مورد پنج داستانی که راوی زن دارند و به دنیای زنانه پرداخته شده است نویسنده توانسته به خوبی طیف‌های متفاوتی از زن‌ها را در داستانها بگنجاند. این روزها تلاش نویسنده‌ها برای نوشتن از زبان راوی با جنسیتی مخالف زیاد دیده می‌شود اما مهم این است که نویسنده به اندازه کافی به جوهره جنس مخالف خود رسیده باشد". در انتها ضحی کاظمی دبیر جلسه نظر خود را اینگونه بیان کرد: "تمرکز نویسنده لزوما روی زن‌ها نبوده بلکه روی قشر خاص ضعیف رو به پایین است و از لحاظ مضمونی به رئالیسم اجتماعی پهلو می‌زند. اگر داستان‌ها با فرم رئالیست واقعی نوشته شوند دارای واقعیت‌های بیرونی بیشتری هستند اما در داستان‌های آقای فکری این موضوع کاملا رعایت نشده و قضاوت‌ها کاملا قطعی نیست".

پوریا فلاح از مهمانان جلسه درباره‌ی مجموعه داستان "چیزی را به هم نریز" گفت که داستان‌ها حادثه محور نیستند و این شخصیت‌ها هستند که داستان‌ها را پیش می‌برند. و ابهامی که در روابط وجود دارد از نقاط قوت کار است. این ابهام زمانی خوب است که خواننده را به مکاشفه برساند و اگر این کارکرد را نداشته باشد نمی‌تواند سطح داستان‌ها را بالا ببرد. سیروس نفیسی دبیر جلسات نقد چهارشنبه گفت نویسنده تلاش مثبتی داشته برای ساخت فضاهای جدید آن‌هم با داشتن اطلاعات درست و دست اول برای ساختن فضاهای محسوس و جان‌دار. آدم‌ها خیلی واقعی هستند حتی زن‌ها به خوبی به شکل واقعی خود درآمده‌اند. اما با توجه به نحوه روایت و زوایای دید این تصور در پایان مجموعه حاصل می‌شود که همه‌ی آدم‌هایی که در طبقه فرودست و حاشیه‌ای هستند دائم دارند حرف میزنند و گوش نمی‌دهند حتی اگر مخاطبی هم نداشته باشند. مثلا در داستان "نان گرد" راوی تصوری که از راننده دارد ابدا خدشه پذیر نیست و هر قدر هم که راننده آن را نفی کند نظر او تغییر نمی‌کند. این آدم‌ها داری تصوراتی هستند که به نوعی سرنوشت بدون راه گریز آن‌هاست که راه تغییری برایشان وجود ندارد. آدم‌هایی به ته خط رسیده که وضعیت خود را درک نمی‌کنند و دارای امید هستند که کاش این امید خدشه پذیر بود تا به جنبه‌ی رئالیستی کار کمک کند.

جلسه نقد

علی حیدری دیگر مهمان جلسه گفت هر چهار داستان به هم متصل هستند و مربوط به افراد یک خانواده‌اند که می‌شد شکل چینش بهتری داشته باشند تا این به هم پیوستگی بیشتر دیده شود. آیت دولتشاه دبیر هفت اقلیم هم گفت این مجموعه دقیقا مجموعه‌ای است قضاوتی درباره نویسنده نمی‌دهد. اگر داستان روایتی خطی و معمولی داشت بهتر می‌شد توانایی نویسنده را در کار اول سنجید. دولتشاه گفت داستان‌ها همه دارای لِم هستند مانند فرمولی که می‌شود برای هر موضوعی و هر شخصیتی به کار برد. این‌که چقدر روایات به سمت کنش‌گرا بودن پیش می‌رود سوال‌برانگیز است. این‌که آیا اصلا موقعیت شکسته می‌شود؟ و اصلا راوی به دنبال چه چیزی است؟ مثل داستان "نان گرد" این داستان دغدغه‌ی نشان دادن چه چیزی را دارد؟ یا چه کشفی دارد؟ داستان‌ها نمی‌دانند دنبال چه هستند و چه چیزی را عریان می‌کنند. جهان‌بینی نداشتن داستان‌ها را دچار رخوت می‌کند و انرژی موجود در داستان‌ها را می‌گیرد و از جهان بینی داستان کوتاه فاصله می‌گیرد. محمد حسن خدایی دیگر مهمان جلسه گفت که در کل کار با شخصیتهای مطرود و بی‌صدای جامعه مواجه هستیم که دائم خط می‌خورند. آدم‌هایی که دائم خود را بیان می‌کنند. پاشنه آشیل این داستان‌ها رفتن سراغ آدمهای مطرود و بردن سوژه به آستانگی است که باعث می‌شود باز هم امکان بیان شدن از افراد گرفته شود و این تشدد بیان‌نشدگی است. این آدمها لحظه‌ای که امکان به زبان آمدن را دارند با خسّت راوی و نداشتن داستان رها می‌شوند و کنار گذاشته می‌شوند .

جلسه نقد

رضا فکری مولف اثر در پایان جلسه گفت که شخصیت‌ها پیش از نوشتن انتخاب شده بودند. کاراکترهایی که در حبس طبقه اجتماعی خود هستند و آگاهی‌هایشان چیزی است که می‌خواهند و آرمان‌هایشان با باقی افراد جامعه متضاد است. انگار افرادی از دو بافت متفاوت هستند و برای همین هم است که نمی‌توانند با هم دیالوگی برقرار کنند. این‌ها مخاطب درست خود را ندارند و اگر هم داشته باشند پاسخ درستی از آن‌ها نمی‌گیرند. فکری اضافه کرد که در ابتدا داستان‌ها به هم پیوسته بودند اما چون نخواستم استقلال داستان‌های مجموعه زیر سوال برود چینش متفاوتی را برگزیدم. فکری گفت از خواننده‌ی خود توقع دارد که به دنبال وقایع برود و آن‌ها را کشف کند. فکری رُمانی در دست نوشتن دارد که در محیط کالجی خارج از مرکز می‌گذرد.

این گزارش به همت الهام فلاح تهیه شده است.

* لینک گزارش در  خبرگزاری ایسنا