سراسر حادثه /یادداشتی بر «فیل در تاریکی»؛ قاسم هاشمی‌نژاد؛ نشر هرمس

 

با این‌که نزدیک به پنج دهه از نگارش رمان «فیل در تاریکی» می‌گذرد، اما هنوز هم این کتاب از جنبه‌های مختلفی می‌تواند خواندنی و تأمل‌برانگیز باشد. رمانی که نه‌تنها در زمان چاپ نخست‌اش، که طی چند دهه پس از آن نیز از مرکز توجه مخاطبین دور ماند و در هیاهوی تحولات رنگارنگ فرهنگی و اجتماعی گم شد...

«فیل در تاریکی»

نوشته: قاسم هاشمی‌نژاد

ناشر: هرمس، چاپ چهارم 1399

178 صفحه، 35000 تومان

 

***

رضا فکری

با این‌که نزدیک به پنج دهه از نگارش رمان «فیل در تاریکی» می‌گذرد، اما هنوز هم این کتاب از جنبه‌های مختلفی می‌تواند خواندنی و تأمل‌برانگیز باشد. رمانی که نه‌تنها در زمان چاپ نخست‌اش، که طی چند دهه پس از آن نیز از مرکز توجه مخاطبین دور ماند و در هیاهوی تحولات رنگارنگ فرهنگی و اجتماعی گم شد. ژانرمحور بودن‌اش، نگاه تمثیلی‌اش، اعتقاد راسخ‌اش به عینیت و همین‌طور رویکرد انتقادی‌اش به زمانه‌ای که در آن شکل گرفته بود، اهمیت این اثر را دوچندان می‌کند. کتابی که با گذشت این سال‌ها، همچنان تازگی خود را حفظ کرده و هنوز از منظر طرح داستانی و جنبه‌های تکنیکی قابل توجه است.

«فیل در تاریکی» محوری جنایی دارد. شخصیت اصلی آن، جلال امین، به دلیل مرگ برادرش حسین، با گروهی تبهکار درگیر می‌شود. حسین کمی پیش از این‌که به قتل برسد، از آلمان بازگشته بوده و با خود ماشین بنزی برای جلال آورده است. جلال درمی‌یابد که در این ماشین مواد مخدر جاسازی شده و متعلق به باندی است که حسین را قربانی خود قرار داده است. جلال برای یافتن قاتلان برادرش و همین‌طور انتقام از آن‌ها، در پیچ‌وخم ماجراهایی پرتب‌وتاب فرو می‌افتد و معمای داستان را طی یک هفته می‌گشاید. در این رهگذر، وقایع و تحولات سیاسی و اجتماعی هم در کنار کشف این معما، زیر ذره‌بین قرار می‌گیرند و مؤلف موضعی ریزبینانه و نقادانه درباره‌ی آن‌ها دارد. همچنین همگام با روایت قصه، وجهی تمثیلی نیز در تحلیل رخدادهای زمانه در کتاب ترسیم می‌شود و همین نکته بر ارزش ادبی آن می‌افزاید و آن را از سایر معاصران‌اش متمایز می‌کند.

زمان نگارش کتاب مصادف است با دوره‌ای که نویسندگان برای انعکاس مواضع انتقادی خود ناگزیر از سمبل‌گرایی بوده‌اند. از این رو نویسنده‌ی کتاب کوشیده است تا نگاه خود را به مسائل مختلف اجتماعی و فرهنگی، در قالبی نمادگرایانه به مخاطب عرضه کند. بخشی از این رمان در دل خود اشاراتی به نقصان تحلیل روشنفکران در باب وقایع روز دارد؛ همچون حکایت «فیل در تاریکی» در مثنوی مولانا که در آن فقدان روشنایی استدلال افراد را به جهتی دور از واقعیت موجود سوق داده است. از منظر نویسنده، محدودیت آگاهی نخبگان، به‌تدریج به دیگر اعضای جامعه نیز تسری می‌یابد و همواره در مسیری پر فراز و نشیب، از تعقل فاصله می‌گیرد. در واقع زنجیره‌ی اتفاقات داستان، به وضعیت فکری ایرانِ اواسط دهه‌ی پنجاه شمسی گره خورده است و بدون در نظر گرفتن این بستر تاریخی، نمی‌توان به تحلیل جامعی از کتاب رسید. جدای از نگاه جامعه‌شناسانه‌ای که در فضای داستان کتاب شکل می‌گیرد، از ادبیات آن دوره نیز در شکل و شمایلی تمثیلی انتقاد شده است. فضایی که اگرچه داعیه‌ی مبارزه با سطحی‌نگری دارد، اما با رویکرد جزم‌اندیشانه‌ی خود به سطحی‌تر شدن وضعیت ادبیات دامن می‌زند. بر همین مبنا این رمان را می‌توان به عنوان معیاری برای ارزیابی ادبیات آن برهه‌ی تاریخی نیز در نظر گرفت.

تمرکز رمان بر ژانر جنایی، آن هم در عصر و زمانه‌ای که این گونه‌ی نوشتاری، نازل و مغایر با ادبیات فاخر تلقی می‌شده، از نوگرا و پیشرو بودن آن حکایت دارد. داستان ژانر در آن دوره بسیار نوپا بوده و این گونه‌ی ادبی با مقاومت نویسندگان کلاسیک روبرو بوده است؛ نویسندگانی که آن را مانعی بر سر راه نخبه‌گرایی در ادبیات داستانی می‌دانستند. سه دهه زمان نیاز بود که جامعه‌‌ی ادبی در این باره به درکی مبتنی بر حقیقت برسد و این ژانر را به رسمیت بشناسد. و به این ترتیب کتابی که در روزگار انتشار خود کم‌تر مورد توجه واقع شده بود، ساختار معمایی‌اش مورد ارزیابی منتقدین قرار گرفت و اقبال بسیاری به آن نشان داده شد. چندان که در ردیف یکی از برجسته‌ترین داستان‌های جنایی ایرانی قرار گرفت. همچنین بهره‌گیری از وقایع روز در ساختن ماجراهای جنایی آن نیز بر اهمیت‌اش به عنوان رمان ژانری که وضعیت جرم و جنایت زمانه‌ی خود را منعکس می‌کند، افزوده است.

نویسنده در توصیف اتفاقات و حتی ذهنیات شخصیت‌های داستان رویکردی عینیت‌گرا دارد. مقید بودن به زمان و مکانی خاص در قصه که در زمان چاپ کتاب چندان در داستان‌نویسی ایرانی رایج نبوده، بر درجه‌ی پیشرو بودن آن افزوده است. شخصیت‌های کتاب نمودی کاملاً حقیقی و عینی در جامعه دارند و وقایعی که از سر می‌گذرانند هم الگویی مبتنی بر واقعیات دنیای بیرون را دارد.

قاسم هاشمی‌نژاد کوشیده در عین این‌که نگاهی شاعرانه و نثری واجد ارزش‌های ادبی معاصر خود را در داستان به‌کار بگیرد، به گونه‌ای از توصیفات عینی بهره ببرد که طیف گسترده‌ای از خوانندگان را نیز با خود همراه سازد. به همین دلیل است که ماجراها در عین معمایی و پیچیده بودن‌شان، ساده و روان روایت می‌شوند و انتظار مخاطب را از قشرهای مختلف اجتماع بر می‌آورند. این‌گونه است که رمان «فیل در تاریکی»، پس از گذشت نزدیک به چهل و پنج سال از نگارش‌اش همچنان ارزش‌های ادبی و جذابیت‌های داستانی خود را نزد طیف وسیع مخاطبین خود، اعم از منتقد و نخبه و مخاطب عام حفظ کرده و هنوز هم در میان رمان‌های ایرانی، چه در ژانر جنایی و چه در رئالیسم اجتماعی جایگاهی ویژه دارد.

این یادداشت در سایت الفِ کتاب منتشر شده است.

کندوکاو در معنای زمان /یادداشتی بر «جوهر نامرئی»؛ پاتریک مودیانو؛ ترجمه الهام دارچینیان؛ نشر قطره

 

«جوهر نامرئی» از تازه‌ترین آثار پاتریک مودیانو، نویسنده‌ی فرانسوی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل به شمار می‌آید که در سال ۲۰۱۹ منتشر شده است. او به سبب پیشینه‌ی مذهبی و ملیت متفاوت پدر و مادرش که یکی یهودی یونانی و دیگری مسیحی بلژیکی است، همواره در معرض پرسش هویت قرار داشته و این دغدغه‌ی مادام‌العمر را به آثارش نیز تسری داده است

«جوهر نامرئی»

نوشته: پاتریک مودیانو

ترجمه: الهام دارچینیان

ناشر: قطره، چاپ اول 1400

120 صفحه، 20000 تومان

 

***

رضا فکری

«جوهر نامرئی» از تازه‌ترین آثار پاتریک مودیانو، نویسنده‌ی فرانسوی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل به شمار می‌آید که در سال 2019 منتشر شده است. او به سبب پیشینه‌ی مذهبی و ملیت متفاوت پدر و مادرش که یکی یهودی یونانی و دیگری مسیحی بلژیکی است، همواره در معرض پرسش هویت قرار داشته و این دغدغه‌ی مادام‌العمر را به آثارش نیز تسری داده است. بر همین مبنا، رگه‌هایی از آراء بلانشو و دلوز را درباره‌ی هویت می‌توان در کتاب‌های او پی گرفت. او از بلانشو آموخته که تمام پیش‌فرض‌های هویتی را باید پاک کرد تا به آن شناخت ناب و عمیق از آن رسید و از دلوز درباره‌ی ادبیات اقلیت در دل جامعه‌ای که بر اثبات برتری ملیت‌اش تأکید دارد، درس‌ها گرفته است. «جوهر نامرئی» جوهره‌ی همین درس‌هاست که مودیانو به آن‌ها لباس داستان پوشانیده و در قالب رمان ارائه کرده است.

در رمان «جوهر نامرئی» شخصیت اصلی، ژان ایبن، که روزگاری کارآگاهی خصوصی بوده، پس از سال‌ها به پرونده‌ای مسکوت علاقمند می‌شود. شواهدی که در دست اوست و جذابیت هویت زنی که در این پرونده ناپدید شده، ژان را وادار می‌کند به دنبال سرنخ‌های تازه برود و زن را دوباره بشناسد. در این فرآیند او با شخصیت‌های بسیاری دیدار و گفت وگو می‌کند و می‌کوشد از دل این مکالمه‌ها حقایقی درباره‌ی هویت زن بیابد. هر یک از افرادی که به نوعی با نوئل، زن گم‌شده، و همسرش، روژه، در ارتباط بوده‌اند، به بخشی از نقاط تاریک پرونده نور می‌تابانند. ژان گفته‌های آن‌ها را ثبت و ضبط می‌کند تا از خلال آن‌ها به شواهدی تازه و راهگشا درباره‌ی مفقود شدن زن برسد. اگرچه فرآیند رسیدن به سرنخ‌ها، طبقه‌بندی و غربال‌گری‌شان بسیار پیچیده و طولانی به نظر می‌رسد، اما ژان با نحوه‌ی برخورد طنازانه و جذاب‌اش از رکود و اطناب داستان جلوگیری می‌کند.

دیدار ژان با دوست روژه، شامل چند مرحله است و پیچیدگی‌هایی در دل خود دارد. دوست روژه به راحتی تن به گفت‌وگو نمی‌دهد. اطمینان به ژان و پرونده‌ای پس از سال‌ها دوباره گشوده شده، مرد شاهد را از دادن اطلاعات باز می‌دارد. ژان مجبور است داستانی خیالی از آشنایی‌اش با نوئل و همسرش ببافد. کلیدهایی که به دست می‌دهد گاه مربوط و درست از آب درمی‌آیند و گاه با واقعیت کوچک‌ترین انطباقی ندارند. همین مسأله گاه موجب سلب اعتماد دوست روژه می‌شود. اما نکته‌ی جالب این است که حتی سرنخ‌های اثبات شده و متقن هم گاه با شواهدی که دوست روژه درباره‌ی نوئل می‌دهد، مغایرت دارد. گویی آن‌ها از دو زن متفاوت حرف می‌زنند. تصویری که دوست خانوادگی از این زن دارد با اوهام و همچنین قضاوت‌های همسر نوئل آمیخته است و در عینی‌ترین مشاهدات‌اش نیز مواردی مغایر با مدارک تثبیت شده‌ی پرونده وجود دارد.

جست‌وجوی ژان گویی به وسعت همه‌ی قاره و به اندازه‌ی یک قرن زمان می‌برد:

«از این کندوکاو می‌تواند چنین برآید که زمان بسیاری را وقف آن کرده‌ام -مثلا صد سال- اما درست نیست. اگر همه‌ی لحظه‌هایی را که جسته گریخته درباره‌شان گفتم سر هم کنیم، یک روز هم نمی‌شود. در فاصله‌ی زمانی سی سال، یک روز چه به حساب می‌آید؟ و سی سال از بهاری که اوت مرا پیِ نامه‌های جامانده به دفتر پست فرستاده بود تا زمان گفت‌وگویم با روژه بئاویور سپری شده بود، مردی که املای درست نامش بهاویور نبود. در مجموع، سی سال که در گزارش نوئل لفبور به راستی فقط به اندازه‌ی یک روز فکرم را مشغول کرده بود.»

تعریف زمان نیز در این کندوکاو پر از معما دگرگون می‌شود. تمامی آن‌چه ژان تجربه می‌کند می‌تواند قدر یک روز یا کم‌تر باشد. اما به قطعیت نمی‌توان درباره‌ی طول مدت قضاوت کرد. این عدم قطعیت به تمامی آدم‌ها تسری می‌یابد. برای دوستان و نزدیکان نوئل هم زمان تعابیر متفاوت و گاهی متناقضی دارد. در آغاز دیدار ژان با تک‌تک آن‌ها هریک تقریب و تعریفی از زمان گم شدن نوئل به دست می‌دهند که دنیایی با دیگری تفاوت دارد. یکی به نظرش ناپدید شدن نوئل همین یکی دو ماه پیش می‌آید و دیگری آن را سال‌های سال می‌بیند. این مسأله بر ابهام‌های ژان درباره‌ی نوئل می‌افزاید. عدم قطعیت در ادامه دامان هویت آدم‌ها را نیز می‌گیرد و تمامی جهان پیش روی ژان را از پرسش‌های بی‌پاسخ دراین‌باره پر می‌کند.

پاتریک مودیانو در رمان «جوهر نامرئی» هویت را سیال و غیرقطعی به تصویر می‌کشد که از منظر هر کسی می‌تواند شکل و تعریفی متفاوت داشته باشد. جوهر زمان و موقعیت نیز بسیار بر هویت از دید مودیانو تأثیر می‌گذارد، به‌گونه‌ای که با کوچک‌ترین تغییری در آن‌ها، هویت تحولی شگرف می‌یابد. تصویری که هریک از شاهدان ماجرای سرشار از معمای جوهر نامرئی پیش روی مخاطب می‌گذارد، متغیری کاملاً وابسته به زمان، مکان و موقعیت گفت‌وگو و حتی وضعیت جسمانی آدم‌هاست. کارآگاهی که می‌کوشد از این تصاویر تابلویی شفاف و واضح بسازد و دست‌کم تصویری مورد اجماع همگان ارائه دهد، در دام تحلیل‌ها و قضاوت‌های متعارض دیگران می‌افتد و درمی‌یابد که هویت را نه فقط با شواهد که باید با مقتضیات تاریخی و اجتماعی سنجید. کنار هم چیدن قطعات این پازل گرچه با دشواری‌های بسیار همراه است، اما کنجکاوی و اشتیاق هر مخاطبی را برای رسیدن به تصویری شفاف از انسانی گمشده برمی‌انگیزد.

این یادداشت در سایت الفِ کتاب منتشر شده است.

جامعه‌ای اسیر استبداد و تشنه‌ی جمهوریت /یادداشتی بر «درخت نخل و همسایه‌ها»؛ غائب طعمه فرمان

 

وقایع رمان در دهه‌ی ۱۹۵۰ می‌گذرد. زمانی که عراق هنوز از زخم‌های جنگ جهانی دوم خلاصی نیافته و اشغال انگلیسی‌ها نیز بر مصائب‌اش افزوده است. چهره‌ی بغداد و شهرهای اطراف آن و مناطق حاشیه‌ی دجله، با جزئیات تصویری بسیار در این کتاب به نمایش گذاشته شده است...

«درخت نخل و همسایه‌ها»

نوشته: غائب طعمه فرمان

ترجمه: موسی اسوار

ناشر: هرمس، چاپ اول  1400

324 صفحه، 80000 تومان

***

رضا فکری

رمان «درخت نخل و همسایه‌ها» یکی از صد اثر داستانی برتر ادبیات عرب و برجسته‌ترین کتاب نویسنده‌ی عراقی، غائب طعمه فرمان، به شمار می‌آید. نویسنده‌ای که نماینده‌ی موج نوی رمان‌نویسی عراق است که در دهه‌ی پنجاه میلادی شکل گرفت. دهه‌ای که برای نویسندگان هم‌عصر او آبستن وقایعی سرنوشت‌ساز در عرصه‌ی سیاسی و تحولات اجتماعی بود. نویسنده‌ای که خود در بغداد و در بطن این رویدادها بالیده و آن‌ها را با پوست و گوشت لمس کرده و تجارب دست اول‌اش را به رمان‌هایش انتقال داده است. از همین رو کتاب‌های او را می‌توان آینه‌ی تمام‌نمای تحولات زمانه‌اش در نظر گرفت. طعمه فرمان از همان آغاز راه نویسندگی به ترجمه‌ی آثار نویسندگان روس، همچون پوشکین و داستایوفسکی به عربی پرداخت و جوهره‌ای را که از آنان گرفته بود با تجارب داستان‌نویسی‌اش درآمیخت و سبکی منحصر به فرد برای خود آفرید. او می‌کوشید همچون بزرگ‌ترین رئالیست‌های اروپا، پوسته‌ی رویین جامعه را بشکافد و از زخم نهفته در استخوان برای مخاطبان‌اش بگوید؛ زخمی که در عمق جان عراقِ اسیر استبداد و تشنه‌ی جمهوریت نشسته بود. رمان «درخت نخل و همسایه‌ها» نخستین اثر اوست که لایه‌های مختلف این زخم را می‌کاود.

وقایع رمان در دهه‌ی 1950 می‌گذرد. زمانی که عراق هنوز از زخم‌های جنگ جهانی دوم خلاصی نیافته و اشغال انگلیسی‌ها نیز بر مصائب‌اش افزوده است. چهره‌ی بغداد و شهرهای اطراف آن و مناطق حاشیه‌ی دجله، با جزئیات تصویری بسیار در این کتاب به نمایش گذاشته شده است. شخصیت‌های داستان در کنار دجله و اندکی دورتر از مرکز زندگی می‌کنند. بافت شهر علی‌رغم پیشرفت‌هایی که در پایتخت رخ داده، همچنان قدیمی است و امکانات اندکی به آن رسیده است. مردم این شهر حسرت زرق و برق و رفاه بغداد را می‌خورند؛ شهری که بیش از همسایه‌هایش از موهبت توسعه و مظاهر دنیای مدرن بهره‌مند شده است. عراق در این دوره انتظار آبادانی و گشایش فضای سیاسی را می‌کشد. حضور انگلیسی‌ها نیز که مدعی‌اند این انتظار را سریع‌تر از موعد برآورده خواهند کرد، بر امید مردم افزوده است. در چنین فضایی است که آدم‌ها خود را برای زندگی مدرن آماده می‌کنند و می‌خواهند که از آن شکل سنتی بیرون بیایند. اما وضعیت اقتصادی نابسامان و فقری که گریبان جامعه را گرفته، راه تحقق رؤیای رفاه و مدرنیته را بسته است. 

شخصیت‌های اصلی رمان زنی به نام سلیمه که از نانوایی پای تنور به تنگ آمده، پسرش، حسین، که رؤیای یک‌شبه به ثروت رسیدن را در سر می‌پرورد و دوست شوهر سلیمه، مصطفی، که می‌کوشد به آرزوهای دور و دراز آن‌ها پر و بال بدهد، در حاشیه‌ی دجله گرد هم آمده‌اند. سلیمه تلاش می‌کند با اندک پولی که پس‌انداز کرده کاری راحت‌تر از نانوایی پای تنور سنتی برای خود دست و پا کند. مصطفی که از این موضوع خبردار می‌شود، سلیمه را وسوسه می‌کند تا برای یک فر نان باگت که آن سوی دجله، به راحتی و با سرعت بسیار نان می‌پزد، سرمایه‌اش را خرج کند. سلیمه با مصطفی به آن سوی شط می‌رود و از مظاهر شهرنشینی مدرن لذت می‌برد و هرآن‌چه دارد به مصطفی و شریک‌اش می‌دهد تا در کسب سود سرشاری که نان فانتزی عاید آن‌ها می‌کند، همراه باشد. مقایسه‌ی زندگی پرزحمت این سوی شط و فقری که پنجه بر گلوی شهر کوچک مخروبه انداخته، سلیمه را وامی‌دارد که هر آن‌چه در توان دارد برای خلاصی از فلاکت خود به کار گیرد. اما همه‌چیز به همین راحتی برای او پیش نمی‌رود. جامعه‌ی بیمار از اشغال و زخمی از فساد و فقر، مشکلات را بیش‌تر می‌کند و بر پیچیدگی آن‌ها می‌افزاید. سلیمه هم به همین‌خاطر در گردابی از حوادث می‌افتد که رهایی از آن‌ها ناممکن است.

دست و پنجه نرم کردن با آرزوهای محال و غرق شدن در باتلاق فقر و فساد، تنها مختص سلیمه نیست. پسر او و تمام مردم شهر به نوعی درگیر این سیل بنیان‌کن هستند. حسین در تلاش است تا زن محبوب خود را از جماعت فاسدی که در کمین‌اش نشسته‌اند محافظت کند و مخارج او را بپردازد. اما فشار اقتصادی بر مردم چندان است که حسین نمی‌تواند شغل درآمدزایی داشته باشد و همیشه طفیلی مادر باقی می‌ماند. زن محبوبش و او همواره در دور باطلی سیر می‌کنند که راه نجاتی از آن نمی‌توان یافت. تلاش‌های آن‌ها همواره با موانعی جدی و بزرگ روبه‌رو می‌شود و مخاطب مدام با آن‌ها برای رهایی از دام‌های مختلف همراه می‌شود. وضعیت گاهی چنان بغرنج است که نمی‌توان پیش‌بینی کرد که به توفیق آن‌ها ختم می‌شود یا به اسارت بیش‌ترشان دامن می‌زند. شخصیت‌های کتاب، اغلب سرمایه‌ای اندک و توانی ناچیز برای رسیدن به رؤیاهای‌شان دارند، هرچند که امیدوار و بلندپرواز هم هستند. آن‌ها با چنگ و دندان به استقبال حادثه می‌روند و می‌کوشند به هر بهایی شده، به آرزوهای دور و دراز خود برسند. جسارت و سماجت را می‌توان از بارزترین ویژگی‌هایی دانست که طعمه فرمان در شخصیت‌پردازی خود به آن‌ها توجه داشته است.

رمان «درخت نخل و همسایه‌ها» از آن جهت که تابلویی تمام‌عیار از تاریخِ عراقِ دهه‌ی پنجاه پیش روی مخاطب می‌گذارد، درخور تأمل است. طعمه فرمان در این کتاب به دل جامعه‌ی سنتی و محروم عراق می‌زند و رنج‌ها و آرزوهای آن‌ها را به تصویر می‌کشد. او از ویژگی‌های اقلیمی و مختصات قومی و فرهنگی مردم حاشیه‌ی دجله حرف می‌زند و فضایی می‌سازد که با وقایع و شخصیت‌های خاص آن دوره، همخوانیِ کامل دارد. برشی از عراقِ بیمار که در سودای دموکراسی و عدالت اقتصادی می‌سوزد. طعمه فرمان همواره این پرسش را در برابر مخاطب می‌گذارد که آیا در چنین فضای تاریک و آلوده‌ای می‌توان به رهایی امید داشت؟ و با چشم‌اندازی که در پاسخ به این پرسش پیش روی مخاطبش قرار می‌دهد، کتاب را در رده‌ی برترین رمان‌های عربی بالا می‌کشد.

این یادداشت در سایت الفِ کتاب به نشر رسیده است.