حاشیه‌ای بر زندگی و آثار علی حاتمی_رضا فکری

حاشیه‌ای بر زندگی و آثار علی حاتمی در آستانه سالمرگش

کارگردانی مولف و قصه گویی کم‌نظیر


نام علی حاتمی (23 مرداد 1323 - 15 آذر 1375) به شکلی پاک‌نشدنی و غریب بر سینه مخاطبان شیفته سنت و تاریخ ایران حک شده است. نگاه متفاوت و شاعرانه او به هستی، با زبانی آراسته به انواع صنایع ادبی راه خود را باز می‌کند و نقشِ رنگ‌به‌رنگ خُلقیات مردم کوچه و بازار را روی پرده می‌اندازد. نام او از همان اواخر دهه چهل، در حالی که بیست‌وشش سال بیشتر نداشت با فیلم موزیکال «حسن کچل» مطرح شد و سال پس از آن با فیلم «طوقی» و با واگو کردن قصه عشق آسیدمرتضی و آسیدمصطفی به دختری به‌نام طوبی موقعیتش را تثبیت کرد. فیلم «بابا شمل» را به همان شیوه اشعار ریتمیک و با مایه‌های لوطی‌گری و داش‌مشدی‌گری ساخت و فیلم «ستارخان» را با نگاهی متفاوت به مشروطیت و خیزش ستارخان و باقرخان به اکران رساند. 
در ادامه پرداختن به برهه‌های تاریخی، سریال «سلطان صاحبقران» را برای تلویزیون ساخت و درست پیش از وقوع انقلاب، فیلم تحسین‌شده‌«سوته‌دلان» را ساخت. قصه عشق پاکیزه مرد عقب‌مانده ذهنی به زنی بدنام. مرگ دردناک این شخصیت در جاده امامزاده داوود از صحنه‌های به یادماندنی فیلم است. «حاجی واشنگتن» اولین فیلم پس از انقلاب حاتمی است. سرگذشت سفیر کبیر ایران دوره قاجار در واشنگتن که یکه و تنها روزگار می‌گذراند و رانده‌شده و غریب است در غربت. صحنه بی‌نظیر شقه کردن گوشت گوسفند و حرف‌های حاجی که کنایه‌ای است به اوضاع نابسامان حکومت وقت، از بخش‌های تأثیرگذار فیلم است.  فیلم «مادر» را هم به نوعی باید در ادامه شاعرانگی سوته‌دلان در نظر گرفت؛ مادری که خود را آماده ترک زندگی می‌کند و فرزندانش را هم به همین دلیل به بالینش فرا خوانده است. 
صحنه‌ای که مادر نصیحت‌های پس از مرگش را به عزیزانش می‌کند، اوج تأثیر دیالوگ‌نویسی حاتمی است: «سر شام گریه نکنین، غذا رو به مردم زهر نکنین...» و فیلم «د‌‌لشدگان» که موسیقی در آن حرف اول و آخر را می‌زند. فیلم سرتاسر معجزه تار علیزاده و آواز شجریان است که غوغا می‌کند و قصه عشق ناکام «طاهرخان بحرنور» به دختر نابینای ترک را وامی‌کاود.
اما عصر «هزاردستان» برای حاتمی در اواخر دهه شصت از راه رسید؛ سریالی که خاطره‌ای جمعی شد برای ایرانیان وحشت‌زده از مصیبت جنگ هشت‌ساله. فیلمنامه‌ای که نوشتن‌اش یک دهه از عمر او را گرفت و همین‌طور ساختن تهران قدیم (در قامت شهرک سینمایی) که پیرش کرد. قصه عشق رضا تفنگچی در اواخر دوره احمدشاه که دست به تفنگ می‌شود برای رفع ظلم.  داستان مهیج رویارویی «کمیته مجازات» با «خان مظفر» که عصاره خباثت‌هاست. مردی پشت پرده و قدرتمند که عاقبت ترورهای کمیته را مهار می‌کند و پنهان و دور از چشم، همه ارکان حکومت را به دست می‌گیرد. 
حضور تاریخ در این سریال هم بسیار متفاوت از تاریخ رسمی روایت شده است و به نوعی حاتمی نسخه شخصی و مورد علاقه‌اش را از وقایع تاریخی، اجتماعی و فرهنگی آن دوره به دست داده است. علی حاتمی همواره به الزامات داستانش وفادارتر بود تا به تاریخ که البته تاریخ به آن معنی رایجش، متعلق است به مورخان و نه قصه‌نویسان. قصه‌های او همچنان که خودش هم می‌گفت همچون قالی ایرانی پر ظرافت است و بدیع و یگانه. کارگردانی که ستاره ای است درخشان در میانه آسمان هنر ایران.

این یادداشت در روزنامه ایران روز سه‌شنبه 13آذرماه1397 به نشر رسده است.