نقد و بررسی "چیزی را به هم نریز" در کتابسرای چیستای کرج

جلسه‌ی دیگری از سلسله جلسات نقد داستان "نقد چهارشنبه" با حضور نویسنده‌ی مجموعه داستان "چیزی را به هم نریز" و منتقدان آقایان پوریا فلاح و مسعود پهلوان‌بخش، در روز پنج‌شنبه 17 بهمن 1392 برگزار شد.

دكتر نودهی در ابتدای جلسه داستان"نان گرد" از این مجموعه را خواند. سپس رضا فكری درمورد چگونگی شروع داستان‌نویسی‌اش از دهه‌ی هشتاد و زیر نظر حسین سناپور و فرهاد فیروزی گفت. او ادامه داد، خلق این كتاب را از سال 88 به شكل مجموعه داستان‌های كوتاه و به هم پیوسته شروع كرده است. رضا فکری گفت: هم اكنون در حال نوشتن رُمان هستم و در عین این‌كه رمان حوزه‌ی گسترده‌تری دارد، داستان كوتاه را بیشتر دوست دارم. پس از آن دكتر نودهی پرسید آیا كتاب همان‌طور كه از نامش پیداست در نظر داشته چیزی از قواعد كلاسیك داستان‌نویسی را به هم بریزد؟

فلاح گفت: از منظری می‌شود گفت نه و از منظری دیگر جواب مثبت است، به طوری‌كه در بعضی از داستان‌ها به خاطر انتخاب نوع روایت و حذف اجباریِ برخی عناصر داستان به پلات ضربه خورده و در پرداخت نهایی برخی از داستان‌ها گویا بخشی از قصه در ذهن نویسنده جا مانده است. اما از سوی دیگر نوع روایت، ریتم و فضاسازی‌ها یکدست است و نویسنده این‌جا چیزی را به هم نریخته است که این می‌تواند هم نقطه قوت و هم ضعف اثر باشد. نقطه قوت آن‌جاست که راوی اطلاعات را دقیق به مخاطب می‌دهد و گاهی حتا این مخاطب است که درک درست‌تری از موقعیت داستان نسبت به شخصیت‌ها دارد. یعنی مخاطب چیزی را می‌داند که شخصیت داستانی نمی‌داند و این می‌تواند باعث حظ مخاطب شود. مثلا در داستان "بالاحصار" نگهبان با پسری که برای خواستگاری دخترش نزد او رفته یک نفس حرف می‌زند اما نگهبان این را نمی‌داند و پسر را اشتباهی گرفته است. نویسنده هنرمندانه طوری روایت و فضاسازی می‌کند که مخاطب درک می‌کند که این همان خواستگار دختر است اما خود نگهبان این را نمی‌داند.

در ادامه پهلوان‌بخش دیگر منتقد جلسه گفت: از نظر من در داستان‌ها چیزی به هم نریخته و هنجارشكنی خاصی انجام نشده است. حتا آن‌جا كه نوع روایت نشانگر روایتِ از خود است، به طوری‌كه در اغلب داستان‌ها به نظر می‌رسد كه كسی با صدای بلند فكر می‌كند. در هر صورت از این تكنیك قبلا هم استفاده شده است كه البته با هوشمندی پرداخت شده است. پوریا فلاح در ادامه‌ی حرف‌های پهلوان‌بخش در مورد زبان اثر اضافه كرد: اتفاقا نویسنده به دلیل انتخاب نوع روایت، برخی امكانات زبانی را از داستان گرفته است. استفاده از حدیث نفس به این شکل که راوی با صدای بلند در داستان حرف می‌زند و استفاده‌ی به‌ندرت از دیالوگ باعث شده که یک امکان قدرتمند زبانی کم‌رنگ شده و همچنین باعث یک‌نواختی ریتم داستان‌ها شده است. پهلوان‌بخش گفت:‌ در مقابل این زبان دلنشین است و خواننده به شخصیت درونی آدم‌های داستان نزدیك می‌شود.

نقد و بررسی "چیزی را به هم نریز" در کتابسرای چیستای کرج

 

وقتی نودهی دلیل سماجت نویسنده برای انتخاب این زاویه دید را سوال كرد فلاح در پاسخ گفت: چون مساله‌ی داستان‌ها هویت است و داستان‌ها به نوعی باهم ارتباط معنایی نیز دارند، انتخاب این نوع روایت و نگاه از سوی نویسنده به نظر می‌رسد که آگاهانه است.  مثل داستان‌های مزرعه‌ی جوانی، نصفه و نیمه، و تا حدودی نان گرد. پهلوان بخش در پاسخ به همین سوال گفت : این روایت نویسنده را راضی كرده است. نویسنده خواسته است به این شكل یك حس غربتِ خاص را از آدم‌هایی كه تا به حال صدای‌شان شنیده نشده است بگوید.  فلاح در مورد داستان‌ها به طور کلی گفت: در برخی داستان‌ها مثل "مزرعه‌ی جوانی" نویسنده موفق‌تر از داستان‌های دیگر بوده و در برخی داستان‌ها با وجود فضاسازی‌های خوب و نثر شسته و رفته، می‌شد ورز بیشتری به داستان‌ها داد، البته در کل با مجموعه‌ی قابل قبولی روبرو هستیم. 

نودهی در پایان گفت: شما را ارجاع می‌دهم به داستان فیلم "راشومون" كه روایت‌های مختلف فضای تردیدآمیزی را به داستان می‌دهد؛ و پرسید آیا این داستان هم خواسته است به این حوزه وارد شود؟ فلاح در پاسخ گفت: به گمان من عدم قطعیت، فضای تردید، هویت‌طلبیِ شخصیت‌های داستان و نوع روایت همان‌طور که قبلا هم اشاره کردم در برخی از داستان‌های مجموعه خوب از کار درآمده است ولی در برخی دیگر از داستان‌ها با وجود این قابلیت‌ها، باعث ایجاد ابهام در متن شده است.

 تهیه گزارش: مجید واحدی